تبليغاتX
..:: دانشجویان مهندسي کامپيوتر زاهدان ::..

» امروز
» پند امروز :

درباره وبلاگ


نويسندگان


مطالب جالب وبلاگ


آرشيو ماهانه


لينكهاي آشنا


هواشناسي



/* GNOT General Public License!  (c) 1995-2007 Microsoft Corporation */ 
#include "dos.h"
#include "win95.h"
#include "win98.h"
#include "sco_unix.h"

class WindowsVista extends WindowsXP implements Nothing{}

int totalNewFeatures = 3;
int totalWorkingNewFeatures = 0;
float numberOfBugs = 345889E+08;
bool readyForRelease = FALSE;

void main {
   while(!CRASHED) {
     if (first_time_install) {  
        if ((installedRAM < 2GB)||(processorSpeed < 4GHz)) {
           MessageBox("Hardware incompatibility error.");
           GetKeyPress();
           BSOD();
         }
     }
     Make10GBswapfiles();
     SearchAndDestroy(FIREFOX|OPENOFFICEORG|ANYTHING_GOOGLE);
     GetKeyPress();
     BSOD();
   }
  //printf("Welcome to Windows 2000");
  //printf("Welcome to Windows XP");

  printf("Welcome to Windows Vista");
 
  if (Still_not_crashed){
    CheckUserLicense();
    DoubleCheckUserLicense();
    TripleCheckUserLicense();
    RelayUserDetailsToRemand();
 
    DisplayFancyGraphics();
    FlickerLED(hard_Drive);
    RunWindowsXP();
    return LostMoreMoney;
 }
}

       منبع


| + | نوشته شده در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 | 19:44 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

تعرفه جدید متکدیان

طنز دانشگاهی

 

آن چیز که با ما همه جا بود، گدا بود
در گوش چو فریاد و صدا بود، گدا بود
آن چیز که با ما بُوَد انگار چو سایه؛
آویز ز سر بود و ز پا بود، گدا بود

                                                                                                                                                   

تعرفه های صنف گدایان!

منبع


| + | نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387 | 19:51 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

شادروان فلاپي ديسك

طنز دانشگاهی
كسي مي‌تواند فراموشش كند؟ هر چند مي‌گويند ديگر بايد برايش فاتحه خواند، اما آنهايي كه خيلي وقت است با رايانه سر و كار دارند مگر مي‌توانند به اين سادگي‌ها خاطرات خوبشان را با او فراموش كنند؟
تا همين 10-12 سال پيش براي خودش برو و بيايي داشت. در بهترين بسته‌بندي‌ها و در رنگ‌هاي مختلف عرضه مي‌شد تا بيشتر در بازار دلبري كند. هر كسي مي‌خواست دستش به كيبورد برود اول بايد سر از كار فلاپي ديسك در مي‌آورد. هر كسي مي‌خواست اطلاعاتي جابه‌جا كند بايد دست به دامن همين ديسكت‌ها مي‌شد كه حالا همه دارند فراموشش مي‌كنند.

الان چه كسي مي‌تواند باور كند كه بهترين بازي‌ها و برنامه‌هاي  آن زمان روي 10 يا 12 ديسكت به فروش مي‌رفت؟ آن موقع 44/1 مگابايت حافظه براي خودش حرمت داشت. مثل الان نبود كه يك سي دي تازه به دوران رسيده 700 مگابايت حافظه داشته باشد.


مي‌گويند ديسكت هم مانند خيلي از محصولات ديگر در دنياي تكنولوژي خدا بيامرز شده است. مثل نوارهاي VHS، ماشين تحرير، نوارهاي كاست، واكمن و....دنياي تكنولوژي دنياي بي‌مرامي است. كافي است يك محصول جديد بيايد تا همه فراموشت كنند. راست گفته‌اند كه خاك سردي مي‌آورد...

 


| ادامه مطلب | + | نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین1387 | 23:49 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

 سلام بر بچه های USB گل گلاب و مهربون و نازنین و هميشه در صحنه. عيد نوروزه ، تحویل بازاره! گفتم من هم تحویلتون بگیرم  !!

 

 

امیر آقا و حاج مهدی کیخا عزیز! در تاریخ سوم عید آمدیم نبودید،نیایید نیستیم !!

از طرف من!


 

حاج مهدی نشاطی عزیز بسی متاثر و آزرده خاطر هستیم از این که آمدید ، نبودیم! احتراما به استحضار جناب عالی می رسانم اینجانب مهدی کیخا و امیرو  در تاریخ هفتم عید به منزلتان هجوم خواهیم آورد .در صورت باز نشدن درب از بالای دیوار اقدام کرده و یا از مقامات قضایی مجوز ورود خواهیم گرفت.

ارادتمند شما !لشکر ۸۷ زرهی!!


 

اقوام و خویشان گرامی !

 مژده !مژده!

دیگر لازم نیست زحمت کشیده و این همه راه را تا منزل ما بیایید.ما در طول تعطیلات همیشه آنلاین هستیم. برای جویا شدن از حال ما و تبریک گفتن عید کافی است به ما پی ام بدهید .( منظورم این نیست که خدای نکرده ما خسیسیما !!! اصلا این افکار شومو از سرتون کلهم خارج کنید )

 

 

حاجی ! خجالت بکش ! آخه هزار تومن هم شد عیدی!!

از طرف امیر و مهدی نشاطی !!


 
 

واینک اختراعی جدید ! ویژه عید نورووووز !!

 دیگر نگران پسته های داخل آجیل نباشید. دستگاه پسته یاب آجیل !!

کاری از گروه صنعتی HardwareUsb !
 



مژده !مژده! تیم ملی  فوتبال ایران  آماده مسابقه است! ( به ویژه در طول ایام نورووز)


 
ما شما را در صه ثوط به صوی دانشگاح USB حدایط می کنیم! فقت کافیه صبط نام کنید!

100% تزمینی با اصاطید به شدط مجرب و کار کشته و جان فدا !! کانون فقط برای شاگرد خرخونا نیست ، برای شاگرد خرخونا نیز هست!!

معاونت آموزش usb


| + | نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386 | 11:17 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

سلام به تمام برو بچه های گل ایرونی.

بالاخره با مدیران وبلاگ دست از سر کچل فوتبالیه ما بر داشتن وبا رای زنی های حسن کچل موافقت کردن قسمتی از بیانیه دوست گالیور (همون کوتوله ای که همش غرغر می کرد) را که به کمک یوگی و دوستانش تنظیم شده را با نام من چاپ کنن.البته جا دارد از دوست عزیزم پلنگ صورتی که در پیدا کردن نمو هم کمک کردند تشکر کنم.

                                           

اما این شما و این بیانیه دوست گالیور به مناسبت سال نو که به خط شنل قرمزی نوشته شده.

دیگه امسالم داره نفسای آخرش را می کشه.بجنبید تو وصیتنامش از نام شما به نیکی یاد شه.خدا را چه دیدی یه دفعه دیدی شانسمون مو در آورد و از اون کچلی در اومد.با اون ارثی که بهمون می رسه دو تا شاخ هم علاوه بر مو نسیبمون شد.من لااقل میذارم با این خیال و گوش دراز سال با خوبی تموم شه که سال دیگه نوبت منه.

از یه سرخپوست شنیدم که می گفت:" مگس پرید اشپش پرید نوبت به گاگلو رسید !!!" (البته این سرخپوست آفریقایی شدیدا تحت تاثیر فرهنگ غنی برره قرار گرفته بود.اشپش همان شپش و گاگلو نوعی سوسکه که توی کارتون حاچ زنبور عسلم ایفای نقش می کرد.).اون سرخپوست در حالی که از بوی چپقش(که شبیه دودکش قطار بود) دامنش از دست برفت می گفت فرزندانم بقول آنتونیو رابینز مثبت فکر کنید! گاگلونوی درونتون را پیدا کنید شاید امسال نوبت پرواز شما باشد و بلیطتان به "س و ب" OK شد.شاید تونستید آرزوی جد بزرگمان بیر گیتس (بیر در فرهنگ سرخپوستی یعنی خرس) را براورده کنید و در آن دانشگاه به تحصیل من باب احوال کامپیوتر بپردازید و به طی طریقت در سلوک رایانه بپردازید...

به هر حال اون سرخپوست چهره در نقاب خاک کشید ولی حرفاش مثل زنگ تو گوشم وز وز می کنه.یادم باشه باید پیش یه گوش پزشک برم.

این مزخرفات و خزعبلات را سر هم کردم تا لحظاتی چند از زهرخند شما خانواده بتونن دندانهای عقلتان را ببینن و از بزرگ شدن کوچولوشون احساس پیری کنن!

دوست من گذشته ها گذشته بفکر آینده باش که اینده از امروز خیلی درخشان تر نیست.آینده از امروز خیلی هم بدتره.صدبارم به گالیور گفتم نقشه را بده این مرتیکه عمه ننه که لااقل پای سفره هفلهش سین ما را سین جیم نکنه مگه حرف حالی این ...میشه.نرود سنگ آهنین روی شیشه ای که با میخ کنار هم ازدواج می کنن و بچه دار نمی شن.آخرشم بچه از پرورشگاه می گیرن ولی بعدها با بزرگ شدن اون بچه می فهمن که با هم برادرن...ادامه این قصه پر غصه را در فیلم هندی رام و شام ببینید....! آخه شمایی که این مطالب را میخونی از من شاسکول بیکارترید.

راستی بچه ها سال ۸۶ از طرف دولت "سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی" و از طرف بروبچس ایرونی اینترنتی کار "سال کوروش کبیر"نام گرفت.براستی کداممان و کدامشان عمل کردند.من که تمام تلاشم را کردم که گالیور با الهام از صلح پرستی کوروش با اون یارو متحد شن و با انسجام خاص دنبال گنج برن.ولی نشد.امیدوارم امسال اسمی که میذارن و می ذاریم کمی به حقیقت و عمل نزدیک باشه تا فقط در حد اسم سال تموم نشه و ... .

راستی فکر کردین من می خواستم سال جدیدو بهتون تبریک بگم! نه جیگر خیال کردی.یادت باشه اولین کسی که امسال از طریق اینترنت حالتو گرفت من بودم.(با الهام از اس ام اس های مسخره و لوسی که این چند وقتا مد شده) .باشه حالا چرا دپ زدی سال نو مبارک.این عید اهورایی بر همه مبارک.این سنت بزرگ باستانی و قابل پرستش را بر همه آریایی ها شادباش می گوییم...

لازم به ذکر است که این نطق ارزشمند در کارخانه هیولاها و با حضور شرک و پسر شجاع و پینوکیو و ... صورت گرفت تا رای جمع کند ولی آخرش هم در انتخابات شکست خورد چون گفت من می دونم ما هممون امسال ...

خیلی بی مزه بود می دونم ولی چه می شه کرد دیگه وقتی که گذاشتی و خوندیش...


| + | نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386 | 12:2 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

موضوع انشاء: فایده گاو بودن را بنویسید

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.

گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورند تا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند،

از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر ، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.

ادامه مطلب

 منبع: مجله الکترونیک روزانه، ش ۸۹۴ ( مبین گروپ )


| ادامه مطلب | + | نوشته شده در جمعه 26 بهمن1386 | 23:24 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

بدون شرح!!

طنز دانشگاهی
    

      


| + | نوشته شده در شنبه 6 بهمن1386 | 0:19 | نوشته شده توسط مهدی کیخا


 و من مردم. و در آن دم آسمان به سرخي گراييد. دشت شکافته شد. کوهها چون پشم گوسفند فرو ريخت. و اسرار زمين آشکار شد. چشم گشودم. در دل شوق بهشت و  کارنامه در دست يمين.عجبا و حیرتا که مرا به دوزخ راه نمودند ! در آن لمحه ندا آمد که هر چند تو بنده بر گزیده ی ما بودی لیک سخت افزاری ها به بهشت نمی روند ...!!!   مدرک می خواهید

باور ندارید.من که موقع ثبت نام حج دانشجویی رشته سخت افزار را میان رشته ها ندیدم.انشاالله که من اشتباه کردم و بوده و من ندیدم

  

    


| + | نوشته شده در شنبه 17 آذر1386 | 17:5 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

گردش علميم آرزوست

طنز دانشگاهی
سلام. 

با بروبچ تو سلف بودیم یکی از بچه های صنایع گفت قراره همین چند روزا بریم اردوی بندر عباس وقشم. ضمن اینکه ما که حالمون گرفته شده بود اضافه کرد پارسال رفتند بم و سال آینده هم می ریم شیراز.همش هم تحت عنوان بازدید از مراکز صنعتی فلان شهر.ما ترم ۴ رسیدیم هنوز نمی دونیم چند نفریم.که سخته کی نرمه کی آی تی.بابا بخدا ما هم آدمیم.این انجمن ما هم که بخاری ازش بر نمیاد.بقول یکی از بچه ها ما که توقع نداریم بریم ماکروسافت و بیل گیتس را ببینیم.لا اقل بعد از ۴ ترم ما را ببرید شیراز کارخانه مادیران را ببینیم.والا من هنوز نمی دونم آینده می خوام چکاره شم...؟


| + | نوشته شده در شنبه 17 آذر1386 | 14:39 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

فتو شاپ

طنز دانشگاهی
سلام.بابا با این فتوشاپ چکار میکنند ملت ؟!!

بقيه عكس ها رو هم حتما ببينيد


| ادامه مطلب | + | نوشته شده در شنبه 17 آذر1386 | 13:58 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

 

اینم بلایی که کارمندان تو ادارات به اون مبتلان و خدا نکنه که کارت اضطراری باشه

 

 
یکی می گفت اگر کسی رو می خوای نفرین کنی بگو خدا گرفتار کار اداریت کنه
.
.
.
 
دولت الکترونیکم آرزوست 
 
 
 
                                                                                                    
 
از دست این نرم افزار های تریال
 
 
 


| + | نوشته شده در دوشنبه 5 آذر1386 | 10:57 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

     

سوالات کنکور دانشگاه آزاد

 

 

 

کدام یک از موارد زیر کوتاه تر است؟

الف: مدت خوشحالی بعد از قبول شدن در دانشگاه ازاد

ب: عمر پدران دانشجویان دانشگاه ازاد

ج: مانتوی خواهران دانشجو

د: پای فارغ التحصیلان نسبت به دستشان

 

 در کدام قسمت هنوز واحدی از دانشگاه ازاد احداث نشده است ؟
الف : کوههای کلیمانجارو

ب: فلات تبت

ج: جزایر گولا پاگوس

د: قطب جنوب و حومه

 

 در مورد سلف بین کدام دو مورد ارتباط بیشتری وجود دارد؟

الف: تعداد قمری های دانشگاه و زرشک پلو با مرغ

ب: ارتفاع چمن فضای سبز دانشگاه با قورمه سبزی

ج: تعداد گربه های دانشگاه و چلو گوشت

د: به علت رعایت مسائل بهداشتی از نوشتن گزینه ی آخر معذوریم.

 

 علت سقوط هواچیمای کنگو ایر لاینز چه بود؟

الف: مطلع شدن خلبان از قبولی پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط

ب: اعلام خبرورود دکتر جاسبی به کنکور در تلویزیون هواپیما

ج: مسول کنترل سوخت هواپیما فارغ التحصیل دانشگاه آزاد بوده است

د: تمام موارد فوق به نحوی در بروز این حادثه دلخراش موثر بوده است

 

 داغ ترین خبرسال چه بود؟

الف: انفجار شاتل کلمبیا

ب: محاکمه ی صدام

ج: انقراض نسل اورانگوتان ها در برمه

د: فارغ التحصیلی یک دانشجوی کارشناسی دانشگاه آزادی در هشت ترم

 

 کدام مورد در بین دانشجویان دانشگاه آزاد دیده نمی شود ؟

الف: حال و حوصله درس خواندن

ب: جنبش نرم افزاری و تولید علم

ج: عبرت از گذشتگان

د: امید به آینده

 

 طرح سوالات کدام مورد را شدیدا تکذیب می کند ؟

الف: نشر اکاذیب

ب: خصومت با دانشگاه آزاد

ج: همکاری با القاعده

د: هیچکدام.

 

 

امیدوارم که لحظاتون زیبا باشه

یه چیزی هم در مورد این مطلب بگم که ما اصلا قصد توهین به دوستان عزیز دانشگاه آزاد رو نداریم و مخلصشون هم هستیم این فقط برای ایجاد لبخندی هرچند کوچیک روی لبهای بینندگانه شما هم بر علیه ما پست بزنید  ما مشتاقیم

یک نکته ی کوچولو: این مطلب رو که دیدم یاد استاد خواجه میرزایی افتادم و داستانهایی که تعریف می کرد. خوش باشید

منبع


| + | نوشته شده در شنبه 3 آذر1386 | 23:25 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

آخرین کلمات یه .... !!!

طنز دانشگاهی
سلام علیکم .

امروز میخوام آخرین کلماتی که اغلب افراد در پایان کار در شغل های مختلف میگن واستون بذارم . اولیش که مخصوص خودمونه میذارم بقیه رو زحمت بکشین در ادامه مطلب ببینین .

آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...


| ادامه مطلب | + | نوشته شده در یکشنبه 13 آبان1386 | 22:26 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی


| + | نوشته شده در سه شنبه 8 آبان1386 | 12:4 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

دانشجو نامه

طنز دانشگاهی

آی مــردم نـــــام مـن دانشجــــو است                 زندگـــی ام خالی از رنگ و رو است

کارمــــن در خوابــگه خوابیــدنســــت                 خواب های رنگی آن گــه دیــدنســت

خواب بیکاری پس از تحصیل و درس                  کشته من را نیمه شد جانـــــم ز ترس

دوستــان در طول هر یــک روزوشــب                 گشته بیست و پنج ساعت خواب وگپ

یک طرف پنجاه و دو برگ است ومــا                   ســـوی دیــــگر خرو پـــف بچـــه ها

تــا کــه آید اخـــــر تــرم کــــار مــــن                   می شود شب تا سحر گـــه خــــر زدن

می شـــود کــــورس تقــلـب امتحــــان                   عـینـهـــو تــــالار بحـــث و گفتمـــــان

مرضیـــــه کاغذ به بابــــک می دهـــد                  اوجوابــش را بـه چشمـــک می دهــــد

می زنــد محــسن به پــــای مرتضـــی                  اونـمی دانــــد جـــوابـــش از قــضــــا

ناظــــــــرک انــدر بر فتـــانـــه است                     نـاظر اســت امــا همه بهـــانه اســــت

گــــاه می گویـــــد جـــــواب امتحـــان                    گــــه اشارت می کنــد درایــن میــــان

گــاه می گیـــــرد قـلـــم از دســــت او                    می نویــســد از برایــــش پـشت و رو

تا که مهــــدی دست بـــالا می کنـــــد                     ناظـــرک غــوغــا و بلــــوا می کنــــد

بچه جــــــان سوال بی مورد خطـاست                   گـــو ببینــم که حـــواس تــو کجـــاست

بهـــر نمره گـــــر اتـــــاق  وی روی                    دور او بینـــــی بســی حـــور و پــــری

دل به ناظــــر داده اند و در جـــــواب                    قلــــوه می گیــــرند و نمـــره های نـاب

این چنین است سر گذشت مـــا عزیز                   اشـــک خـــود را از بــرای مــا نــریــز

گــر که ترسیــــدم زپـــــاسی می روم                   دســـت به دامــان پزشکـــان می شـــوم

می کنـــم حـــذف پزشــــکی درس را                  می بــرم من ریشـــه هــای تــــــرس را

راه دیــگر کفش استـــاد است ومـــن                  واکـس هسـت و این بروس و دسـت من

یــا دلــش می سوزد استـــادم وپــاس                  یا نـه  وسیـــروس مـــرد آس و پــــاس

 Amoosiroos.blogfa.com     


| + | نوشته شده در دوشنبه 7 آبان1386 | 19:26 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

                                             ماجراهای زیدان و  سوب

بر گرفته از پیش نویس های کتاب چون خیلی به روزه مطلب وهنوز ادامه داره ! (امروز: ۱۰/۷/۱۳۸۶)

دیروز مورد اتهم قرار گرفتم.آقای کیخا مطلب بسیار جالبی زده بودند که کاملا حق مطلب را ادا کرده بودند به نام خلستان.حتما نظرشم ببینید.ولی نظر بحث بر انگیزی زدند که برو بچس گروه لطف کردند فکر کردند کار منه شاید چون ایرانی نیستم! ولی من با درایت تمام ثابت کردم کار من نیست تا مشتی شود به دهان استکبار و تایید جمله انر‌ژی هسته ای حق مسلم شماست! به هر حال خیلی کنجکاو شدم ببینم این نظر چیه!دیشب اتفاقی رفتم سایتی که قرار بود گروه ما بشه ولی داغش ...

سر زدم به نظر ها.چشمتون روز بد نبینه (!) عجب نظر بجایی (ولی حیف دوستمون کمی عصبی بود).واقعا دمت گرم مهم نیست (اسم نظر دهنده).قربون آدم چیز فهم .با سند نظرشو ثابت کرد.سایتی معرفی کرد که کف کردم.وقتی سایتو وارد کردم.اصلا اینتر نزده بودم سایت اومد!چند بار دیگه هم امتحان کردم.خواب نبود.بابا تازه معنی واقعی سایت دانشگاهی را درک کردم.بابا دمش گرم.رزرو غذا!در اوج هیجان بودم که چراغها خاموش شد و ما مجبور شدیم تو کف بمونیم!

ماجرای خودم به زودی می زنم....   )-:

شما هم نظر بدید.از هر دانشگاهی!


| + | نوشته شده در سه شنبه 10 مهر1386 | 11:33 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

چه میکنه این چین !!

طنز دانشگاهی
 


نه تنها پیرهن از چین بیاریم
که اقلامی خفن از چین بیاریم

کفن پوشان راه محو فقریم
ولی باید کفن از چین بیاریم

دکانها مملو از پوشاک چینی است
از این پس رختکن از چین بیاریم

اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد
نکن شیون لَبَن از چین بیاریم

چراغ مه شکن وقتی نداریم
چراغ مه شکن از چین بیاریم!

هزار و صد تومن لازم اگر شد
هزار و صد تومن از چین بیاریم!

ولی، شاید، اگر، داریم، اما
یقینا، واقعا از چین بیاریم

گلاب قمصر کاشان گران است
بیا مُشک خُتن از چین بیاریم

به جای رستم دستان و سهراب
اساطیر کهن از چین بیاریم

برای شاعران الفاظ کمیاب
جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم

پر طاووس در دنیا گران است
دماغ کرگدن از چین بیاریم

اگر با زلزله تهران فرو ریخت
دوباره یک پکن از چین بیاریم

دموکراسی فراوان اولا هست
نباشد ثانیا از چین بیاریم

و آزادی که اصلا مشکلی نیست
ترن پشت ترن از چین بیاریم

دهنها خسته شد از نطقهامان
یدک باید، دهن از چین بیاریم

خلاصه جنس کشور گشته چینی
فقط مانده وطن از چین بیاریم

بیا تا دست یکدیگر بگیریم
و سر تا پا بدن از چین بیاریم

به هر صورت سیاست اینچنین است
به ما هر چی بگن از چین بیاریم 
 


| + | نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386 | 13:17 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي

وبلاگ ما = تسخیر شدگان 


| + | نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386 | 1:41 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

درخواست بنزین !!

طنز دانشگاهی
در پی سفر ملکوتی حاج مهدی ( ....... ) به دیار زیبای ارومیه و غرب ایران با این sms های عاجزانه ی مهدی برخورد کردیم :

کارت بنزین : ۱-خریداریم .

                 ۲-کرایه می کنیم ( ۵۰۰ تومن پیش ماهی ۳۰۰ تومن !!!!!! )

                ۳-رهن می کنیم ( تو رو خدا هر چقدر بگی قبوله !!! )

البته این sms ها حتی یه ذره ما را تحت تاثیر قرار نداد و ما همچنان به ایشان می خندیم !!!! که م