تبليغاتX
..:: مهندسي کامپيوتر-سخت افزار زاهدان ::..

» امروز
» پند امروز :

درباره وبلاگ


نويسندگان


مطالب جالب وبلاگ


آرشيو ماهانه


لينكهاي آشنا




ایرانی یعنی مغز متفکر

همین چند هفته پیش بود که یک ایرانی داخل بانک در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت.
وقتی شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام فوری بمبلغ 5000 دلار داره
کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی داره..
و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته
کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت
" از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم"
و گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000 دلار از ما وام گرفتید؟
ایرونی یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم.



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/01 | 12:32 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

سلام به تمام بچه سختا.کجا رفتن اونایی که میگن من موج منفی میدم و ...

ببینین یکی اومده به اسم مورفی چه کرده.حقا که حرفهای نگفته دل خیلی از ماها را زده.وقتی بخونین میفهمین که من چقدر مثبت اندیش بودم!!!

 

 قوانين مورفي

 

قانون مورفي در سال ‌١٩٤٩ در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت.مورفيمهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت‌ترين آزمايش‌هاي پروژهيک تکنسين تمام سيم‌ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد.. مورفي درباره اين تکنسينگفت : اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا ميکنه!!!

و اين اولين قانون مورفي بودکه در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد وبعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم ازبنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند…

حالا برخی از قوانين مورفي :

اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.

هيچ کاري آن طور که به نظر مي‌رسد ساده نيست.

وقتي در ترافيک گيرکرده‌اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي‌افتد.

هر کاري بيش از آن چه فکرش را مي‌کني دو برابر آنچه بايد وقت مي‌برد مگر اين که آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابروقت مي‌گيرد.

هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.

در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نوددرصد است.

وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکتمي کنند مگر آن که شما دير برسيد در اين صورت درست سر وقت رفته اند !

اگر به نظر مي‌رسد همه چيزها خوب پيش مي‌روند حتماچيزي را از قلم انداخته اي.

احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنهادارد.

هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کارديگري را انجام دهي.

اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان‌هاي غيرقابل دسترس مثلکانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.

‌٨٠% امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي. وقتي قبل از امتحاناتنکات را مرور مي کني مهمترين شان ناخوانا ترينشان است .

قوانين اتوبوسي مورفي: اگر تو ديرت شده اتوبوس همدير مي آيد. اگر زود برسي اتوبوس دير مي‌آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است. اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري. هر چهبيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنماييات کند کمتر خواهد شد .

قوانين كامپيوتري مورفي: ديسک مشتري در سيستم توخوانده نمي شود. اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرينباري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.

قوانين عاشقانه ي مورفي: همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد. هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد،فاصله‌اش از تو بيشتر است.


قوانین نظامی
هرگز یک سنگر را با کسی که از تو قوی تر است تقسیم نکن
اگر افسر مافوق تورا می بینید، پس دشمن هم تو را می بیند
اگر در جبهه داری خوب پیشرفت می کنی، حتما" به سمت دام دشمن می روی
اگر نیاز داری که همین الآن با افسر مافوق خود صحبت کنی، یک چرت بزن

قوانین تکنولوژی
منطق عبارت است از یک روش سیستماتیک برای رسیدن به یک نتیجه غلط
تمامی اکتشافات و اختراع های بزرگ دنیا بر اثر اشتباه بجود آمده اند
اگر یک برنامه کامپیوتری بدرد نخورد باید آنرا مستند کرد
اگر یک برنامه کامپیوتری مفید باشد باید آنرا عوض کرد
در اجرای پروژه مهم نیست چقدر منابع در اختیار دارد به هر حال کم است

فلسفه مورفي: " لبخند بزن ... فردا روز بدتريه "!!!

و اما سرنوشت خود آقاي مورفي : يه شب تو يهبزرگراه سوخت ماشين آقاي مورفي تموم مي‌شه. اون شب تو بزرگراه ترافيک بوده وماشين‌ها با سرعت مورچه مي رفتن. آقاي مورفي هم مي زنه کنار که بقيه رو با تاکسيبره. همين جوري راحت کنار بزرگراه ايستاده بوده که يهو ماشين يه توريست انگليسي کهداشته خلاف جهت مي اومده مي زنه بهش و مي‌ميره. اتفاقا اون روز لباسش هم سفيدبوده!!!



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در جمعه 1387/07/19 | 15:39 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

خواجه زین الدین سخت افزاری را پرسیدندی که:

 شیخ مَثَل دانشجوی سخت افزار به چه ماند؟
 
و این ایشان آهی از کنه وجود برآوردی و در صدد جواب برامدندی که:
 
دانشجوی سخت افزار به بشر دو پایی ماند که در دریایی مشوش۱ دو پای بر دو تخته پاره۲ نهادندی و دل بدیشان بستی و امید به رهیافتن به ساحل آرامش۳ بدیشان داشتی وگر این دو طریقت رفاقت پیمودی که کار بر وفق مراد باشی و حمدی لازم
ولی اگر این دو را میل بر جدایی و دوری افتد واقعه ای حادث گشتی که دل از بیان آن ریش و ریش از بیان آن سفید گشتی و سفیدی رو به سیاهی نهادی خدا نصیب گرگ بیابان ننماید که بدیشان نیز رحم نخواهد شدندی..
 
شیخ را گفتند که مولانا کمی مبسوط تر سخن بران تا بر مطلب واقف گردیم
شیخ ایشان را پاسخ فرمودندی که مطلب مثل گروه برق روشن بودندیانی و سلام ما را به سرهنگ۴ ابلاغ نمایید..

---------------
۱- دانشگاه
۲- تخته ۱ --> گروه برق و تخته ی ۲ --> گروه آیتی
۳- لیسانس همراه با علم
۴- هرکی شناخت جایزه داشتندی



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در سه شنبه 1387/07/16 | 22:37 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

سلام دوستان عزیز مهندس بخصوص عمرانی های عزیز
 
برنامه ی چراغ خاموش در مدتها قبل اقدام به معرفی یک شاهکار مهندسی در جاده قزوین رشت نمود 
یه پل رو گذر در جاده ی قزوین رشت ساخته شده که همون جور که توی عکس پیداست از هر سویی که بخوای از بزرگراه بیرون بری با خودروهای اون باند شاخ به شاخ می شی!!!
  

  

خوب البته مهندسین عزیز بندگان خدا تقصیر نداشتند یکمی وارد بازی پیچیده ای شدن و گیج شدن ییهو از دستشون در رفته و شده این                دریافت ویدیوی اون
 
گزارشها حاکی از اینه که ژاپن با دیدن این طرح شگفت انگیز و نادر تصمیم گرفت یه پروژه ی پیچیده برداره و مثل این که همین چند وقت پیش به نتیجه رسیده یه عکس ازش اینجا می ذارم بقیش رو تو ادامه مطلب ببینید..

 

 
حال این جا یه سوال پیش میاد اگر ساخت این پروژه ژاپن رو به اون مهندسای سازنده پروژه ی بالایی می دادن به نظرتون این طرح چی می شد؟؟
 
البته شک نکنید که اگر بخواهیم ما می توانیم



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در سه شنبه 1387/06/19 | 13:56 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

درس خواندن دانشجويي

طنز دانشگاهی

f3su4o

شروع ترم

2vuc754

یک هفته بعد از شروع ترم

2anww4

دو هفته بعد از شروع ترم

2q8rivq

قبل از میان ترم




ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در سه شنبه 1387/05/22 | 15:57 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

شرايط ازدواج

نوشته بزرگ طنز پرداز ايران کيومرث صابري
برگرفته از:ماهانه توفيق، دوره هشتم، شماره ششم (سال 1348)
 

از اداره كه خارج شدم، برف دانه دانه شروع به باريدن كرد. به پياده رو كه رسيدم زمين،‌درست و حسابي سفيد شده بود. يقه پالتويم را بالا زدم و راست دماغم را گرفتم و رفتم. هنوز خيلي از زمستان باقي بود. با خود فكر كردم كه اگر سرما همين طوري ادامه داشته باشد، تا آخر زمستان حسابم پاك پاك است.
وارد خانه كه شدم مادرم توي حياط داشت رخت ها را از روي طناب جمع مي كرد. از چندين سال پيش، هر وقت برف مي باريد، با مادر شوخي مي كردم كه:
ـ ننه،‌ "سرماي پيرزن كش" اومد!
امروز هم تا دهان باز كردم همين جمله را بگويم؛ ننه پيشدستي كرد و گفت:
ـ انگار اين سرما، سرماي عزب كشه، نيس ننه؟
در خانه ما غير از من، عزب اوقلي ديگري وجود نداشت پس ننه بعد از چند سال بالاخره متلكش را گفت! گفت و يكراست به اطاق خودم رفتم. چراغ والور را روشن كردم و از پشت شيشه، به برف چشم دوختم. از نگاه كردن برف كه خسته شدم، در عالم خيال رفتم توي نخ دخترهاي فاميل.
ـ ....زري؟ سيمين؟ عذرا؟ مهوش؟ پروين؟ .........راستي نكنه "ننه" كسي را در نظر گرفته كه اون حرفو زد؟ از دخترهاي فاميل آبي گرم نشد. باز در عالم خيال زاغ سياه دخترهاي محله را چوب زدم:
ـ"......سوسن؟ مهري؟ مرضيه؟ دختر كربلا تقي؟ دختر جم پناه؟و دختر....؟



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در دوشنبه 1387/05/21 | 12:33 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

/* GNOT General Public License!  (c) 1995-2007 Microsoft Corporation */ 
#include "dos.h"
#include "win95.h"
#include "win98.h"
#include "sco_unix.h"

class WindowsVista extends WindowsXP implements Nothing{}

int totalNewFeatures = 3;
int totalWorkingNewFeatures = 0;
float numberOfBugs = 345889E+08;
bool readyForRelease = FALSE;

void main {
   while(!CRASHED) {
     if (first_time_install) {  
        if ((installedRAM < 2GB)||(processorSpeed < 4GHz)) {
           MessageBox("Hardware incompatibility error.");
           GetKeyPress();
           BSOD();
         }
     }
     Make10GBswapfiles();
     SearchAndDestroy(FIREFOX|OPENOFFICEORG|ANYTHING_GOOGLE);
     GetKeyPress();
     BSOD();
   }
  //printf("Welcome to Windows 2000");
  //printf("Welcome to Windows XP");

  printf("Welcome to Windows Vista");
 
  if (Still_not_crashed){
    CheckUserLicense();
    DoubleCheckUserLicense();
    TripleCheckUserLicense();
    RelayUserDetailsToRemand();
 
    DisplayFancyGraphics();
    FlickerLED(hard_Drive);
    RunWindowsXP();
    return LostMoreMoney;
 }
}

       منبع



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در یکشنبه 1387/02/29 | 19:44 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

تعرفه جدید متکدیان

طنز دانشگاهی

 

آن چیز که با ما همه جا بود، گدا بود
در گوش چو فریاد و صدا بود، گدا بود
آن چیز که با ما بُوَد انگار چو سایه؛
آویز ز سر بود و ز پا بود، گدا بود

                                                                                                                                                   

تعرفه های صنف گدایان!

منبع



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در سه شنبه 1387/02/17 | 19:51 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

شادروان فلاپي ديسك

طنز دانشگاهی
كسي مي‌تواند فراموشش كند؟ هر چند مي‌گويند ديگر بايد برايش فاتحه خواند، اما آنهايي كه خيلي وقت است با رايانه سر و كار دارند مگر مي‌توانند به اين سادگي‌ها خاطرات خوبشان را با او فراموش كنند؟
تا همين 10-12 سال پيش براي خودش برو و بيايي داشت. در بهترين بسته‌بندي‌ها و در رنگ‌هاي مختلف عرضه مي‌شد تا بيشتر در بازار دلبري كند. هر كسي مي‌خواست دستش به كيبورد برود اول بايد سر از كار فلاپي ديسك در مي‌آورد. هر كسي مي‌خواست اطلاعاتي جابه‌جا كند بايد دست به دامن همين ديسكت‌ها مي‌شد كه حالا همه دارند فراموشش مي‌كنند.

الان چه كسي مي‌تواند باور كند كه بهترين بازي‌ها و برنامه‌هاي  آن زمان روي 10 يا 12 ديسكت به فروش مي‌رفت؟ آن موقع 44/1 مگابايت حافظه براي خودش حرمت داشت. مثل الان نبود كه يك سي دي تازه به دوران رسيده 700 مگابايت حافظه داشته باشد.


مي‌گويند ديسكت هم مانند خيلي از محصولات ديگر در دنياي تكنولوژي خدا بيامرز شده است. مثل نوارهاي VHS، ماشين تحرير، نوارهاي كاست، واكمن و....دنياي تكنولوژي دنياي بي‌مرامي است. كافي است يك محصول جديد بيايد تا همه فراموشت كنند. راست گفته‌اند كه خاك سردي مي‌آورد...

 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در چهارشنبه 1387/01/28 | 23:49 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

 سلام بر بچه های USB گل گلاب و مهربون و نازنین و هميشه در صحنه. عيد نوروزه ، تحویل بازاره! گفتم من هم تحویلتون بگیرم  !!

 

 

امیر آقا و حاج مهدی کیخا عزیز! در تاریخ سوم عید آمدیم نبودید،نیایید نیستیم !!

از طرف من!


 

حاج مهدی نشاطی عزیز بسی متاثر و آزرده خاطر هستیم از این که آمدید ، نبودیم! احتراما به استحضار جناب عالی می رسانم اینجانب مهدی کیخا و امیرو  در تاریخ هفتم عید به منزلتان هجوم خواهیم آورد .در صورت باز نشدن درب از بالای دیوار اقدام کرده و یا از مقامات قضایی مجوز ورود خواهیم گرفت.

ارادتمند شما !لشکر ۸۷ زرهی!!


 

اقوام و خویشان گرامی !

 مژده !مژده!

دیگر لازم نیست زحمت کشیده و این همه راه را تا منزل ما بیایید.ما در طول تعطیلات همیشه آنلاین هستیم. برای جویا شدن از حال ما و تبریک گفتن عید کافی است به ما پی ام بدهید .( منظورم این نیست که خدای نکرده ما خسیسیما !!! اصلا این افکار شومو از سرتون کلهم خارج کنید )

 

 

حاجی ! خجالت بکش ! آخه هزار تومن هم شد عیدی!!

از طرف امیر و مهدی نشاطی !!


 
 

واینک اختراعی جدید ! ویژه عید نورووووز !!

 دیگر نگران پسته های داخل آجیل نباشید. دستگاه پسته یاب آجیل !!

کاری از گروه صنعتی HardwareUsb !
 



مژده !مژده! تیم ملی  فوتبال ایران  آماده مسابقه است! ( به ویژه در طول ایام نورووز)


 
ما شما را در صه ثوط به صوی دانشگاح USB حدایط می کنیم! فقت کافیه صبط نام کنید!

100% تزمینی با اصاطید به شدط مجرب و کار کشته و جان فدا !! کانون فقط برای شاگرد خرخونا نیست ، برای شاگرد خرخونا نیز هست!!

معاونت آموزش usb



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28 | 11:17 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

سلام به تمام برو بچه های گل ایرونی.

بالاخره با مدیران وبلاگ دست از سر کچل فوتبالیه ما بر داشتن وبا رای زنی های حسن کچل موافقت کردن قسمتی از بیانیه دوست گالیور (همون کوتوله ای که همش غرغر می کرد) را که به کمک یوگی و دوستانش تنظیم شده را با نام من چاپ کنن.البته جا دارد از دوست عزیزم پلنگ صورتی که در پیدا کردن نمو هم کمک کردند تشکر کنم.

                                           

اما این شما و این بیانیه دوست گالیور به مناسبت سال نو که به خط شنل قرمزی نوشته شده.

دیگه امسالم داره نفسای آخرش را می کشه.بجنبید تو وصیتنامش از نام شما به نیکی یاد شه.خدا را چه دیدی یه دفعه دیدی شانسمون مو در آورد و از اون کچلی در اومد.با اون ارثی که بهمون می رسه دو تا شاخ هم علاوه بر مو نسیبمون شد.من لااقل میذارم با این خیال و گوش دراز سال با خوبی تموم شه که سال دیگه نوبت منه.

از یه سرخپوست شنیدم که می گفت:" مگس پرید اشپش پرید نوبت به گاگلو رسید !!!" (البته این سرخپوست آفریقایی شدیدا تحت تاثیر فرهنگ غنی برره قرار گرفته بود.اشپش همان شپش و گاگلو نوعی سوسکه که توی کارتون حاچ زنبور عسلم ایفای نقش می کرد.).اون سرخپوست در حالی که از بوی چپقش(که شبیه دودکش قطار بود) دامنش از دست برفت می گفت فرزندانم بقول آنتونیو رابینز مثبت فکر کنید! گاگلونوی درونتون را پیدا کنید شاید امسال نوبت پرواز شما باشد و بلیطتان به "س و ب" OK شد.شاید تونستید آرزوی جد بزرگمان بیر گیتس (بیر در فرهنگ سرخپوستی یعنی خرس) را براورده کنید و در آن دانشگاه به تحصیل من باب احوال کامپیوتر بپردازید و به طی طریقت در سلوک رایانه بپردازید...

به هر حال اون سرخپوست چهره در نقاب خاک کشید ولی حرفاش مثل زنگ تو گوشم وز وز می کنه.یادم باشه باید پیش یه گوش پزشک برم.

این مزخرفات و خزعبلات را سر هم کردم تا لحظاتی چند از زهرخند شما خانواده بتونن دندانهای عقلتان را ببینن و از بزرگ شدن کوچولوشون احساس پیری کنن!

دوست من گذشته ها گذشته بفکر آینده باش که اینده از امروز خیلی درخشان تر نیست.آینده از امروز خیلی هم بدتره.صدبارم به گالیور گفتم نقشه را بده این مرتیکه عمه ننه که لااقل پای سفره هفلهش سین ما را سین جیم نکنه مگه حرف حالی این ...میشه.نرود سنگ آهنین روی شیشه ای که با میخ کنار هم ازدواج می کنن و بچه دار نمی شن.آخرشم بچه از پرورشگاه می گیرن ولی بعدها با بزرگ شدن اون بچه می فهمن که با هم برادرن...ادامه این قصه پر غصه را در فیلم هندی رام و شام ببینید....! آخه شمایی که این مطالب را میخونی از من شاسکول بیکارترید.

راستی بچه ها سال ۸۶ از طرف دولت "سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی" و از طرف بروبچس ایرونی اینترنتی کار "سال کوروش کبیر"نام گرفت.براستی کداممان و کدامشان عمل کردند.من که تمام تلاشم را کردم که گالیور با الهام از صلح پرستی کوروش با اون یارو متحد شن و با انسجام خاص دنبال گنج برن.ولی نشد.امیدوارم امسال اسمی که میذارن و می ذاریم کمی به حقیقت و عمل نزدیک باشه تا فقط در حد اسم سال تموم نشه و ... .

راستی فکر کردین من می خواستم سال جدیدو بهتون تبریک بگم! نه جیگر خیال کردی.یادت باشه اولین کسی که امسال از طریق اینترنت حالتو گرفت من بودم.(با الهام از اس ام اس های مسخره و لوسی که این چند وقتا مد شده) .باشه حالا چرا دپ زدی سال نو مبارک.این عید اهورایی بر همه مبارک.این سنت بزرگ باستانی و قابل پرستش را بر همه آریایی ها شادباش می گوییم...

لازم به ذکر است که این نطق ارزشمند در کارخانه هیولاها و با حضور شرک و پسر شجاع و پینوکیو و ... صورت گرفت تا رای جمع کند ولی آخرش هم در انتخابات شکست خورد چون گفت من می دونم ما هممون امسال ...

خیلی بی مزه بود می دونم ولی چه می شه کرد دیگه وقتی که گذاشتی و خوندیش...



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در دوشنبه 1386/12/27 | 12:2 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

موضوع انشاء: فایده گاو بودن را بنویسید

با سلام خدمت معلم عزیزم و عرض تشکر از زحمات بی دریغ اولیاء و مربیان مدرسه که در تربیت ما بسیار زحمت میکشند و اگر آنها نبودند معلوم نبود ما الان کجا بودیم.
اکنون قلم به دست میگیرم و انشای خود را آغاز میکنم.
البته واضح و مبرهن است که اگر به اطراف خود بنگریم در میابیم که گاو بودن فواید زیادی دارد.من مقداری در این مورد فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که مهمترین فایده ی گاو بودن این است که آدم دیگر آدم نیست. بلکه گاو است.
هرچند که نتیجه گیری باید در آخر انشاء باشد.
بیایید یک لحظه فکر کنیم که ما گاویم.ببینیم چقدر گاو بودن فایده دارد. مثلا در مورد همین ازدواج که این همه الان دارند راجع به آن برنامه هزار راه رفته و نرفته و برگشته و... درست میکنند.هیچ گاو مادری نگران ترشیده شدن گوساله اش نیست. همچنین ناراحت نیست اگر فردا پسرش زن برد، عروسش پسرش را از چنگش در می آورد

وقتی گاوی که پدر خانواده است میخواهد دخترش را شوهر دهد ،نگران جهیزیه اش نیست .
نگران نیست که بین فامیل و همسایه آبرو دارند.مجبور نیست به خاطر این که پول جهاز دخترش را تهیه نماید، برای صاحبش زمین اضافه شخم بزند یا بدتر از آن پاچه خواری کند.

گوساله های ماده مجبور نیستند که با هزار دوز و کلک دل گوساله های نر را به دست بیاورند تا به خواستگاریشان بیایند، چون آنها آنقدر گاو هستند که به خواستگاری انها بروند،

از طرفی هیچ گوساله ماده ای نمیگوید که فعلا قصد ازدواج نداردو میخواهد ادامه تحصیل دهد.تازه وقتی هم که عروسی میکنند اینهمه بیا برو، بعله برون،خواستگاری ، مهریه ، نامزدی، زیر لفظی،حنا بندان، عروسی ،پاتختی،روتختی، زیر تختی، ماه عسل ،ماه..زهر ، طلاق و طلاق کشی و... ندارند. گاوها حیوانات نجیب و سر به زیری هستند.

ادامه مطلب

 منبع: مجله الکترونیک روزانه، ش ۸۹۴ ( مبین گروپ )



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در جمعه 1386/11/26 | 23:24 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

بدون شرح!!

طنز دانشگاهی
    

      



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1386/11/06 | 0:19 | نوشته شده توسط مهدی کیخا


 و من مردم. و در آن دم آسمان به سرخي گراييد. دشت شکافته شد. کوهها چون پشم گوسفند فرو ريخت. و اسرار زمين آشکار شد. چشم گشودم. در دل شوق بهشت و  کارنامه در دست يمين.عجبا و حیرتا که مرا به دوزخ راه نمودند ! در آن لمحه ندا آمد که هر چند تو بنده بر گزیده ی ما بودی لیک سخت افزاری ها به بهشت نمی روند ...!!!   مدرک می خواهید

باور ندارید.من که موقع ثبت نام حج دانشجویی رشته سخت افزار را میان رشته ها ندیدم.انشاالله که من اشتباه کردم و بوده و من ندیدم

  

    



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1386/09/17 | 17:5 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

گردش علميم آرزوست

طنز دانشگاهی
سلام. 

با بروبچ تو سلف بودیم یکی از بچه های صنایع گفت قراره همین چند روزا بریم اردوی بندر عباس وقشم. ضمن اینکه ما که حالمون گرفته شده بود اضافه کرد پارسال رفتند بم و سال آینده هم می ریم شیراز.همش هم تحت عنوان بازدید از مراکز صنعتی فلان شهر.ما ترم ۴ رسیدیم هنوز نمی دونیم چند نفریم.که سخته کی نرمه کی آی تی.بابا بخدا ما هم آدمیم.این انجمن ما هم که بخاری ازش بر نمیاد.بقول یکی از بچه ها ما که توقع نداریم بریم ماکروسافت و بیل گیتس را ببینیم.لا اقل بعد از ۴ ترم ما را ببرید شیراز کارخانه مادیران را ببینیم.والا من هنوز نمی دونم آینده می خوام چکاره شم...؟



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1386/09/17 | 14:39 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

فتو شاپ

طنز دانشگاهی
سلام.بابا با این فتوشاپ چکار میکنند ملت ؟!!

بقيه عكس ها رو هم حتما ببينيد



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در شنبه 1386/09/17 | 13:58 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

 

اینم بلایی که کارمندان تو ادارات به اون مبتلان و خدا نکنه که کارت اضطراری باشه

 

 
یکی می گفت اگر کسی رو می خوای نفرین کنی بگو خدا گرفتار کار اداریت کنه
.
.
.
 
دولت الکترونیکم آرزوست 
 
 
 
                                                                                                    
 
از دست این نرم افزار های تریال
 
 
 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در دوشنبه 1386/09/05 | 10:57 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

     

سوالات کنکور دانشگاه آزاد

 

 

 

کدام یک از موارد زیر کوتاه تر است؟

الف: مدت خوشحالی بعد از قبول شدن در دانشگاه ازاد

ب: عمر پدران دانشجویان دانشگاه ازاد

ج: مانتوی خواهران دانشجو

د: پای فارغ التحصیلان نسبت به دستشان

 

 در کدام قسمت هنوز واحدی از دانشگاه ازاد احداث نشده است ؟
الف : کوههای کلیمانجارو

ب: فلات تبت

ج: جزایر گولا پاگوس

د: قطب جنوب و حومه

 

 در مورد سلف بین کدام دو مورد ارتباط بیشتری وجود دارد؟

الف: تعداد قمری های دانشگاه و زرشک پلو با مرغ

ب: ارتفاع چمن فضای سبز دانشگاه با قورمه سبزی

ج: تعداد گربه های دانشگاه و چلو گوشت

د: به علت رعایت مسائل بهداشتی از نوشتن گزینه ی آخر معذوریم.

 

 علت سقوط هواچیمای کنگو ایر لاینز چه بود؟

الف: مطلع شدن خلبان از قبولی پسرش در دانشگاه آزاد چند لحظه قبل از سقوط

ب: اعلام خبرورود دکتر جاسبی به کنکور در تلویزیون هواپیما

ج: مسول کنترل سوخت هواپیما فارغ التحصیل دانشگاه آزاد بوده است

د: تمام موارد فوق به نحوی در بروز این حادثه دلخراش موثر بوده است

 

 داغ ترین خبرسال چه بود؟

الف: انفجار شاتل کلمبیا

ب: محاکمه ی صدام

ج: انقراض نسل اورانگوتان ها در برمه

د: فارغ التحصیلی یک دانشجوی کارشناسی دانشگاه آزادی در هشت ترم

 

 کدام مورد در بین دانشجویان دانشگاه آزاد دیده نمی شود ؟

الف: حال و حوصله درس خواندن

ب: جنبش نرم افزاری و تولید علم

ج: عبرت از گذشتگان

د: امید به آینده

 

 طرح سوالات کدام مورد را شدیدا تکذیب می کند ؟

الف: نشر اکاذیب

ب: خصومت با دانشگاه آزاد

ج: همکاری با القاعده

د: هیچکدام.

 

 

امیدوارم که لحظاتون زیبا باشه

یه چیزی هم در مورد این مطلب بگم که ما اصلا قصد توهین به دوستان عزیز دانشگاه آزاد رو نداریم و مخلصشون هم هستیم این فقط برای ایجاد لبخندی هرچند کوچیک روی لبهای بینندگانه شما هم بر علیه ما پست بزنید  ما مشتاقیم

یک نکته ی کوچولو: این مطلب رو که دیدم یاد استاد خواجه میرزایی افتادم و داستانهایی که تعریف می کرد. خوش باشید

منبع



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1386/09/03 | 23:25 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

آخرین کلمات یه .... !!!

طنز دانشگاهی
سلام علیکم .

امروز میخوام آخرین کلماتی که اغلب افراد در پایان کار در شغل های مختلف میگن واستون بذارم . اولیش که مخصوص خودمونه میذارم بقیه رو زحمت بکشین در ادامه مطلب ببینین .

آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در یکشنبه 1386/08/13 | 22:26 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در سه شنبه 1386/08/08 | 12:4 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

دانشجو نامه

طنز دانشگاهی

آی مــردم نـــــام مـن دانشجــــو است                 زندگـــی ام خالی از رنگ و رو است

کارمــــن در خوابــگه خوابیــدنســــت                 خواب های رنگی آن گــه دیــدنســت

خواب بیکاری پس از تحصیل و درس                  کشته من را نیمه شد جانـــــم ز ترس

دوستــان در طول هر یــک روزوشــب                 گشته بیست و پنج ساعت خواب وگپ

یک طرف پنجاه و دو برگ است ومــا                   ســـوی دیــــگر خرو پـــف بچـــه ها

تــا کــه آید اخـــــر تــرم کــــار مــــن                   می شود شب تا سحر گـــه خــــر زدن

می شـــود کــــورس تقــلـب امتحــــان                   عـینـهـــو تــــالار بحـــث و گفتمـــــان

مرضیـــــه کاغذ به بابــــک می دهـــد                  اوجوابــش را بـه چشمـــک می دهــــد

می زنــد محــسن به پــــای مرتضـــی                  اونـمی دانــــد جـــوابـــش از قــضــــا

ناظــــــــرک انــدر بر فتـــانـــه است                     نـاظر اســت امــا همه بهـــانه اســــت

گــــاه می گویـــــد جـــــواب امتحـــان                    گــــه اشارت می کنــد درایــن میــــان

گــاه می گیـــــرد قـلـــم از دســــت او                    می نویــســد از برایــــش پـشت و رو

تا که مهــــدی دست بـــالا می کنـــــد                     ناظـــرک غــوغــا و بلــــوا می کنــــد

بچه جــــــان سوال بی مورد خطـاست                   گـــو ببینــم که حـــواس تــو کجـــاست

بهـــر نمره گـــــر اتـــــاق  وی روی                    دور او بینـــــی بســی حـــور و پــــری

دل به ناظــــر داده اند و در جـــــواب                    قلــــوه می گیــــرند و نمـــره های نـاب

این چنین است سر گذشت مـــا عزیز                   اشـــک خـــود را از بــرای مــا نــریــز

گــر که ترسیــــدم زپـــــاسی می روم                   دســـت به دامــان پزشکـــان می شـــوم

می کنـــم حـــذف پزشــــکی درس را                  می بــرم من ریشـــه هــای تــــــرس را

راه دیــگر کفش استـــاد است ومـــن                  واکـس هسـت و این بروس و دسـت من

یــا دلــش می سوزد استـــادم وپــاس                  یا نـه  وسیـــروس مـــرد آس و پــــاس

 Amoosiroos.blogfa.com     



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در دوشنبه 1386/08/07 | 19:26 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

                                             ماجراهای زیدان و  سوب

بر گرفته از پیش نویس های کتاب چون خیلی به روزه مطلب وهنوز ادامه داره ! (امروز: ۱۰/۷/۱۳۸۶)

دیروز مورد اتهم قرار گرفتم.آقای کیخا مطلب بسیار جالبی زده بودند که کاملا حق مطلب را ادا کرده بودند به نام خلستان.حتما نظرشم ببینید.ولی نظر بحث بر انگیزی زدند که برو بچس گروه لطف کردند فکر کردند کار منه شاید چون ایرانی نیستم! ولی من با درایت تمام ثابت کردم کار من نیست تا مشتی شود به دهان استکبار و تایید جمله انر‌ژی هسته ای حق مسلم شماست! به هر حال خیلی کنجکاو شدم ببینم این نظر چیه!دیشب اتفاقی رفتم سایتی که قرار بود گروه ما بشه ولی داغش ...

سر زدم به نظر ها.چشمتون روز بد نبینه (!) عجب نظر بجایی (ولی حیف دوستمون کمی عصبی بود).واقعا دمت گرم مهم نیست (اسم نظر دهنده).قربون آدم چیز فهم .با سند نظرشو ثابت کرد.سایتی معرفی کرد که کف کردم.وقتی سایتو وارد کردم.اصلا اینتر نزده بودم سایت اومد!چند بار دیگه هم امتحان کردم.خواب نبود.بابا تازه معنی واقعی سایت دانشگاهی را درک کردم.بابا دمش گرم.رزرو غذا!در اوج هیجان بودم که چراغها خاموش شد و ما مجبور شدیم تو کف بمونیم!

ماجرای خودم به زودی می زنم....   )-:

شما هم نظر بدید.از هر دانشگاهی!



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در سه شنبه 1386/07/10 | 11:33 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

چه میکنه این چین !!

طنز دانشگاهی
 


نه تنها پیرهن از چین بیاریم
که اقلامی خفن از چین بیاریم

کفن پوشان راه محو فقریم
ولی باید کفن از چین بیاریم

دکانها مملو از پوشاک چینی است
از این پس رختکن از چین بیاریم

اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد
نکن شیون لَبَن از چین بیاریم

چراغ مه شکن وقتی نداریم
چراغ مه شکن از چین بیاریم!

هزار و صد تومن لازم اگر شد
هزار و صد تومن از چین بیاریم!

ولی، شاید، اگر، داریم، اما
یقینا، واقعا از چین بیاریم

گلاب قمصر کاشان گران است
بیا مُشک خُتن از چین بیاریم

به جای رستم دستان و سهراب
اساطیر کهن از چین بیاریم

برای شاعران الفاظ کمیاب
جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم

پر طاووس در دنیا گران است
دماغ کرگدن از چین بیاریم

اگر با زلزله تهران فرو ریخت
دوباره یک پکن از چین بیاریم

دموکراسی فراوان اولا هست
نباشد ثانیا از چین بیاریم

و آزادی که اصلا مشکلی نیست
ترن پشت ترن از چین بیاریم

دهنها خسته شد از نطقهامان
یدک باید، دهن از چین بیاریم

خلاصه جنس کشور گشته چینی
فقط مانده وطن از چین بیاریم

بیا تا دست یکدیگر بگیریم
و سر تا پا بدن از چین بیاریم

به هر صورت سیاست اینچنین است
به ما هر چی بگن از چین بیاریم 
 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/24 | 13:17 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
دكتر بهداري = گله بان
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
رئيس اموزش = هزاردستان
معاون اموزش = دزد دريايي
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند

دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي

وبلاگ ما = تسخیر شدگان 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1386/05/20 | 1:41 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

درخواست بنزین !!

طنز دانشگاهی
در پی سفر ملکوتی حاج مهدی ( ....... ) به دیار زیبای ارومیه و غرب ایران با این sms های عاجزانه ی مهدی برخورد کردیم :

کارت بنزین : ۱-خریداریم .

                 ۲-کرایه می کنیم ( ۵۰۰ تومن پیش ماهی ۳۰۰ تومن !!!!!! )

                ۳-رهن می کنیم ( تو رو خدا هر چقدر بگی قبوله !!! )

البته این sms ها حتی یه ذره ما را تحت تاثیر قرار نداد و ما همچنان به ایشان می خندیم !!!! که ما خود بدان محتاج تریم . اما گذشته از شوخی امیدوارم میتی جان بهت خوش بگذره و مشکل بنزین نداشته باشی . اگه هم داشتی یه sms به امیر بزن چون که اون از لحاظ مسافت خیلی بهت نزدیکتره و طی مکاتباتی !! که با هم داشتیم اعلام کرده بود که کارت بنزینش رو استفاده نمی کنه و اماده سوخت رسانی به عموم برو بچس دانشگاه هست !! و کلا دور ما را خیط قرمز بکش .

                



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/17 | 23:46 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

این بنده ی خدا هر کاری که شما اراده کنین انجام می ده.

 ( اینم احتمالا تابستونی مثل من بیکاره !!!! )

http://www.subservientprogrammer.com/main.aspx 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در چهارشنبه 1386/05/03 | 19:53 | نوشته شده توسط محمد مهدی نشاطی

ماجراهای زیدان و * س و ب *

قسمت سوم

 

بازم سلام.صفحه 1450 کتاب:

یه روز تو بالکن خوابگاه نشسته بودم.بعد از امتحان زبان ماشین و اعلام نمره یکی از درسهام بود که استاد انداخته بودم.باز ذکر می کنم نیفتادم انداختنم.

باز سوال همیشگی اومد تو سرم.چرا؟ با این همه چرای بی جواب احساس خفگی بهم دست داد.آخه مگه بعضی اساتید گرامی خودشان دانشجو نبودند.در اینجا لازم به ذکر است طبق فرمایش مولا علی (ع) احترام به معلم واجب است.اساتیدی مانند استاد خواجه میرزایی ( که بنا به دلایلی ترک ما کردند ) استاد خاک پور که دروس عمومی تدریس می کنند-استاد داورپناه و...که نمونه های کمی بودند ازاین عزیزان که در قلب همه ما جای دارند بیانگر این هستند که این عزیزان مشکلات دانشجویان را درک کرده و برای مسایل بی ارزش مانع پیشرفت دانشجویان نمی شوند. ما برای جستجوی علم آمدیم ولی حالا چی شد آن همه شور و اشتیاق ؟

چی ساختند از من غرقابه درد؟!! من یکی که فقط دنبال پاس کردن آن هم با نمره 10 هستم (ما فرانسوی ها آدمهای قانعی هستیم.نمره 20 کلاس نمی خوام والا بهم 20 میدادند البته از 1000! ).این است محیط علم پرور تمام دانشگاههای ایران یا لااقل دانشگاه ما یا باز لااقل برای من.طبق سخن گهربار اجداد آریایی عزیزمان از ماست که بر ماست (من یه رگ هم از ایرانیان دارم اینگونه که مادر پدر بزرگ خاله دایی ناتنی خانمم یه بار ازکنار ایران رد شده).می خواستی درس بخونی الآن تو کالج لیون صفا می کردی نه کمیته انظباطی بود.نه مشکل بنزین داشتی.حقوق هم می گرفتی جای اردو و تفریحی و مهمتر از همه نزدیک خانه هم بودی!

ادامه بالکن! می گفتم دنبال پاسخ بودم: شاید می خوان سطح سواد ما بالا بره ولی آخه خدای ریاضی فیزیک شدن چه فایده؟!

شاید تو خارج درس خوندن اونجا بابت این درسهای مسخره گیر بهشون نمی دادند. شاید تو یه شهر خوبی درس خوندنو نمیدونن حتی بهشت دکتر اکبری هم عادی و خسته کننده می شه.شاید تا حالا تو کتابخانه س و ب نیومدن ببینن بچه ها توی چه شرایطی چه زحماتی می کشن و این جای خدا قوت و رفع خستگی است تا بچه ها به درس علاقمند شوند (علاقمند که چه عرض کنم از تنفرشان کاسته شود ).

همین جا شاید بهترین فرصت باشه که بگم آقای دکتر اکبری بابت تمام زحماتی که کشیدی تا این جهنم لم یزرع را به بهشت تبدیل کنی ممنون و ما می گیم خدا قوت و ماشاالله به این همت. ولی از شما 2 گله دارم.یکی هدف اصلی دانشگاه یعنی علم را فدای این سرزمین زیبای عجایب نکنید! دیگه اینکه دکتر شما که مایه دارید چی میشد ساختمانی که به سایت مرکزی تعلق گرفت به دانشکده برق و کامپیوتر اختصاص می دادید تا بقول بچه ها ما از آوارگی بی گروهی و بچه های IT ونرم از انباری گروه عمران در بیان!

شاید اختصاص با سایت مرکزی بهتر باشه تا بچه ها راحتتر چت کنن یا با فیلتر شکن ها به سایتهای غیر مجاز و صد البته نیمه اسلامی سر بزنن.ثوابش بیشتره نسبت به اون کامپیوتری بدبختی که باید 2 ساعت تو صف بایسته تا نوبتش بشه !!!

بالاخره تمام این فکرهای درهم وبر هم بی جواب ماند.مثل همیشه که تو کلاس وقتی قدرت بیان بعضی استادها را می بینم که خیلی بالاتر از فهم من است (البته شاید بیشتربخاطر این است که من به فارسی مسلط نیستم وزبان مادریم فرانسه است) کاغذی در می آرم و با جملات همیشگی سیاه میشن : (بی فرهنگی هم میکنم رو دسته صندلی مینویسم ولی بعلت بدآموزی نگفتم!) اما چند تا ازون شعر ها

وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود

**********

فکر راحت نفسی خوش دل من میطلبد قفسی با در باز ترانه ای از لب ساز...

**********

نامه بی تمبر و تاریخ

پاکت بی اسم و امضا

کوچه دلواپسی ها

برسه بدست بابا

**********

و در انتها با یاد بازگشت به شهرم بالکن را با تمام لحظات و خاطراتش تنها گذاشتم :

شهر من, من به تو می اندیشم نه به تنهایی خویش ...

حالا فهمیدید چرا بعضی از اساتید دلسوز ما را الکی برای یک درس بیفایده چند بار می اندازند ؟!!

الهی سقف آرزوت خراب بشه روی سرش بیای ببینی که همه حلقه زدن دور و برش

اِ ببخشید باز نوار وبلاگ ما پیچید.اینِ آهنگ را برای ماتراتزی نامرد می خواستم بگم که اشتباهی اینجا پخش شد.بازم ببخشید.

راستی کمی از شرایط خوابگاه پسران براتون بگم.من که هر وقت به این موضوع فکر می کنم شباهت عجیبی بین خودم و کزت (بخونید Cozet) می بینم.چرا؟ مجبوریم بخاطر یک آب ساده یک ظرف 20 لیتری آب را تا خوابگاه متاهلی ببریم و با هزار دعا و زور و زاری بیاریم.آخه توی این شرایط می خواهید آدم افسرده نشه.یه ژان وان ژان هم تو این بیداد پهناور دیده نمی شه...تا چشم کار می کنه همش تناردیه و شبگرد سرتاسر ! لطفا به تریپ فردین ها برنخوره.خواستم کمی یاد اروپایمان کنم.

از شرایط دیگه خوابگاه پارتی ها که چه عرض کنم قاطی های وقت وبی وقت رفقا است که برای فرار از تنهایی برگذار می شن و معمولا در همان دقایق اول توسط مامورین جان بر کف کمیته انظباطی منحل و متلاشی می شوند وگهی بچه ها به درک واصل می شن !

 

 

ادامه قصه درد اور این نابغه فوتبال در شبهای اینده همراه با نقد در برنامه 90



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در یکشنبه 1386/04/17 | 15:49 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

                                 ماجراهای زیدان و  س و ب

                                                                                    (قسمت اول)

سلام به همه بچه های صبور سخت.

یادش به خیر اون روزا تو مادرید برو بیا یی داشتیم حالا افتادیم تو این باشگاه س و ب یکی نیست بگه این اخر عمری درس خوندنت کجا بود.چقدر این بکام مادر مرده بهم گفت بمون شبا با هم می ریم گل کوچیک!

نمیگم خطا نکردم من که ادعا نکردم...!!!

حالا من موندم و این همه سنگ مرمر که دور و برمو گرفتن.

خوب بی خیال.من گاگول شاس زدم مادرید به این قشنگیو ول کردم اومدم زاهدان.نمی خوام بگم مادرید قشنگتره .با اینکه زاهدان خیلی زیباتره مثل مقایسه بهشت در مقابل کلاته... ولی غربته دیگه.........

وحالا صفحه 1384 کتاب خاطرات(با کمی تا اندکی سانسور)

روز اول که فهمیدم نیمه 2 هستیم انگار اب یخ خالی کردن رو سرم...گفتم بیخیال می خواستی موقع انتخاب رشته چشای کورتو باز میکردی.

بعد با بابا اومدم زاهدان.کاری ندارم بگم چه جوری تو ترمینال ازمون پذیرایی شد و چه صحنه هایی دیدیم که حتی تو منچستر با ادما دهاتیش ندیدم....بماند

حالا بدتر از همه ثبت نام.یادتون که تو سالن امتحانات چطور اجداد بخت برگشتمون را آوردن جلو چشمامون...خدا اجداد شما را هم بیامرزد.بالاخره اون روز کذایی با تمام کابوس هاش تمام شد.بیچاره پدرم برای انکه بچش مهندس شه چی کشید...آدم تریاک بکشه بهتره!

5 month later

حالا نوبت انتخاب واحد و گرفتن خوابگاهه.خوابگاه را بدلیل مشکلات امنیتی نمیگم.شماها که اون بانک ملی دانشگاه رو یادتون....

تازه تیکه بد ماجرا شروع میشه.انتخاب واحد.کجایی رونالدو که زینلتو کشتن.

وقتی اومدیم دانشگاه فهمیدیم که کامپیوتر اصلا گروه نداره.باز خودمو نشکستن گفتم منم مثل بقیه...بالاخره دانشگاه محل آدما تحصیل کردس.الکی که نیست.دانشگاه در و دالون داره.صاحب داره...بعد از چندی جستجو گفتن برین گروه دایتی (ببخشید تبلیغات زود پخش شد) گروه اي تي.

پس از کلی راهپیمایی بعلت ترم صفری بودن گروه تازه تاسیس IT را یافتیم.گفتم IT یاد اتفاق جالبی افتادم.یادمه از مادرید با کلی هزینه و مکافات با بهشت گمشده(استعاره از کلام مقدس س و ب!) تماس گرفتم و پرسیدم نتایج تکمیل ظرفیت IT کی میاد؟ فرمودند مگه زاهدان میخواد IT بگیره؟ !!! و بنده با کلی بدبختی ایشان را متوجه اوضاع مملکت کردم!...خدا پدر شما را هم بیامرزد ولی عجب خودمونیما کمکی به عالم بشریت کردم.جون ملتی را نجات دادم.

ادامه قصه.بعد از ورود به گروه IT ایشان فرمودند که سخت افزار با ما نیست نرم با ماست و اینجا من به عمق کلام مبارک پشم افزار پی بردم که مراد از پشم نرم نیست سخته!!! میدونم قبولش هم خیلی سخته ولی با حقیقت باید روبرو شد...!

پس از پاس دادن ما به گروه برق باز باید مسولین همیشه در صحنه را بیدار میکردیم که از قضا ثبت نام ما با شماست و اینجا بود که واسه دومین بار جان عالم بشریت را نجات دادم و بچه ها اسمم را گذاشتن فردین مادرید!

بالاخره انتخاب واحد قشنگمون با زیبایی هر چه تمامتر به پایان رسید و من با چشمهای گریون از س وب دل کندم و با اولین پرواز از فرودگاه فوق بین المللی س وب به مادرید گریختم و در همین پرواز بود که در اثر فرط خوشحالی رهایابی ببخشید راه یابی به این محیط علم پرور و اندوه دوری 1 هفته ای از این محیط تمام موهام ریخت و بچه ها لقب حسن کچل اسپانیا را بهم اهدا کردن و هر وقت خواستم مو بکارم بهم می گفتن خطر داره حسن..!

روز بازگشت و گرفتن اتاق باز با 1 هفته بی اتاقی و مسجد خوابی به کنار.

بعد از 2 روز گندش در اومد که انتخاب واحد اماده دانشگاه واسه ترم 0 ها غلط بوده و باید مبانی کامپیوتر 4 واحدی به ما میدادند نه 3 واحدی...حالا من گاگول تازه وارد مگه میتونستم با گلستان کار کنم...!

 

ادامه قصه درد اور این نابغه فوتبال در شبهای اینده همراه با نقد در برنامه 90



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در یکشنبه 1386/04/10 | 11:6 | نوشته شده توسط زین الدین زیدان

يك استراليايي نقض‌كننده‌ي كپي‌رايت، به 51 ماه حبس محكوم شد

هه هه اومدن واسه ما کلاس بذارن بگن ما کپی رایت داریم هه هه چی فکر کردین ما هم داریم بهترشو هم داریم یه مشت آدم الاف نشستن یه نرم افزار زدن تو سی دی به اسم لغت نامه ی دهخدا دونه ای ۱۵ هزار تومن می فروختن ... هه بر و بچ نیمچه کامپیوتری دو روز بعدش زدن ۵۰۰ تومنیش اومد تو بازار هه هه به فکر قشر آسیب پذیر  جامعه یعنی دانشجویان بودن کارشون قابل تحسین واسه همین بر و بچ کپی رایت ایران با هر کی که بخواد جلوی انتشار این جور نرم افزار های به صرفه و توپ رو بگیره به شدت بر خورد می کنن در سال های گذشته که خوب هوای مصرف کننده ها رو داشتن این جدیدنا یه تعدادی پیدا شدن جلوی استفاده از فیلم های توپ کپی شده رو میگیرن و ما اعلام نگرانی می کنیم و باید جلوی این رژیم رو گرفت  فردا می گن نرم افزار تعاونی - کپنی هم ممنوع هر چه زود تر جلوی این حرکت رژیم باید گرفته بشه. بر و بچ نرم افزاری هم برن کشک بسابن.



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در دوشنبه 1386/04/04 | 18:43 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

اخراجی ها

طنز دانشگاهی

اخراجي ها

 

سلام دوستان هميشه همراه
امروز تو كلاس كارگاه كامپيوتر يه اتفاق واسه ما افتاد ديدم شايد جالب باشه واستون گفتم بذارمش.
امروز ساعت ۲ ما تو گروه برق كلاس كارگاه داشتيم و در ابتداي كلاس خانم مهنا اومدن تو كلاس و بچه ها رو جمع كردن و يكمي س ج كه چرا كتاب نداريد (البته از قبل تهديد شده بوديم) و تك تك كساني رو كتاب نداشتن محترمانه از كلاس اخراج کردند (اين نكته خيلي مهمه ها) ما هم كه از كلاس ۱۲ ، ۱۳ نفريمون فقط ۲ نفر كتاب داشتن هممون تشريف آورديم بيرون و چون ديديم موقعيت ملسي گير اومده گفتيم يه عكس بندازيم يادگاري كه وقتي هفت هشت سال بعد نگاش كنيم خاطراتمون تازه بشه و ياد اون اتحاد دانشجويي بيفتيم (دستهاي بر و بچ رو داشته باش).
بله جميعا با هم اومديم بيرون و قرار شد هفته ي بعد با كتاب بريم كلاس البته هر دو نفري يه دونه. و الا ما هر هفته ساعت کلاس کارگاه اکران فیلم اخراجی ها رو به کارگردانی خانم مهنا خواهیم داشت.
و اما علت اينكه بچه ها كتاب نداشتن اين بود كه كتابي كه خانم مهنا معرفي كردن يه كتاب حدودا ۵۰۰ صفحه ايه و درس ۱ واحد و حداكثر ۱۲ ، ۱۳ جلسه اونوقت ما بايد يه كتاب ۸ تومني بخريم واسه اين چند جلسه اي كه مونده. مگه چقدرش رو مي تونن تدريس كنن؟



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1386/02/01 | 16:15 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

مخ های کامپیوتر

طنز دانشگاهی
مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست

***

مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ...

***

مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم ...
مشتري : نه ... صبر کن ... من هنوز نذاشتمش تو درايو ... هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ...

***

مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟

***                               بقیش رو تو ادامه مطلب بخونید



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در دوشنبه 1386/01/27 | 11:3 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

سلام دوستان عکس هایی که تو این پست می ذارم توسط یه ایمیل واسم فرستاده شده و بالاش هم نوشته شده بود:

تا حالا خونه کسی که شغل اصلیش مربوط به کامپیوتر، یا کلاً مهندس کامپیوتر باشه رفتین ؟ نرفتین ؟!!

خدا قوت

 اتاق شما چه شکلیه؟

بقیش رو تو ادامه ی مطلب ببینید.



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در دوشنبه 1386/01/20 | 16:38 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

  برنامه و تقویم غذایی هفته

شنبه:چمن ها در حال چیده شدن هستند پس امروز ظهر قرمه سبزی داریم!

۱شنبه:بر اساس اماری که سازمان هواشناسی به ما داده امار قورباغه ها کم شده.پس ظهر خوراک ماهی داریم!

۲شنبه : امروز صدایی از سگ و گربه های جلوی خوابگاه نمی اد.فرا رسیدن خوراک خورش قیمه  را به همه شما تبریک عرض می کنم!

۳شنبه : امروز هر چی بیشتر دقت میکنی کمتر صدای کلاغ های ولگرد را می شنوی.باز هم خوراک مرغ!

۴ شنبه : هر چی بیشتر خاک را جستجو می کنی کمتر اثری از زالو ها و کرمها میبینی! اخ جون امروز ماکارونی داریم!

۵شنبه : ترجیح می دم نگم!چون هم شما دیگه قادر به ادامه زندگی نیستید و هم احتمال ترور من بالاتر میره!!!!!!!

جمعه: ظهر تا ساعت ۴ عصر می خوابی تا هم گشنگی یادت بره و هم  اینکه با این تیر ۳ نشان بزنی! و صبحانه و نهر وشام را با هم کوفت کنی!!!!!

*********************************************************************

حال با این مطالب(بی مزه) من ایا زنده از این دانشگاه بی مزه بیرون میام؟

  نظر سنجی:

              کدامیک زود تر مرا به قتل میرسانند؟

               ۱)رییس دانشگاه

               ۲)کمیته انظباطی

              ۳)اشپز سلف

             ۴ )مدیران وبلاگ

             ۵)خود کشی میکنم!



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در جمعه 1385/12/25 | 1:8 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

اس ام اس بازار

طنز دانشگاهی
سلام بر بروبچس سخت افزاری.پیشاپیش عید همه مبارک و امیدوارم ۴شنبه سوری خوب ترکونده باشید...! 

شب عید و نون مخابرات تو روغن.در این راستا smsهای مخصوص عید را تو وبلاگ می ذارم تا الکی پول sms ندهید!!!

********************************************************************

پیام تبریک  ...ها :

هلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر افرینان عرصه ایثار و پیروان ان حضرت صلوات...!!!! 

********************************************************************

                                                                                                             ***   <:)))><

                                                                               ><(((:>    ***

                                                                                                                ***<:)))><

 

دیگه ماهی عید نخر,برات فرستادم...!

*******************************************************************

سبدی از پر طاووس سپید                         

                                  بغلی از گل یاس

                                                         طبقی از احساس   

                                                                                  همه تقدیم تو باد.

*******************************************************************

                                                                                    یک شاخه گل سپید تقدیم تو باد

                                                       رقصیدن برگ بید تقدیم تو باد

                              تنها دل ساده ایست سرمایه من

        ان هم روز پاک عید تقدیم تو باد

********************************************************************

درود بر شما!  تنها ۶ روز دیگه به اغاز سال :

   ۱۴۰۸۶ اهورایی

   ۷۰۲۹ میترایی  

    ۳۷۴۵ زرتشتی

  ۲۵۶۶   شاهنشاهی

  ۶۷۵۷  اشوری

   ۱۳۸۶  هجری شمسی

مانده است.چه زیباست که سالشمار خود را با دور از هر دین و ایین و ایدولوژی بر پایه تاریخ اریایی و شکل گیری این سرزمین اهورایی بگذاریم

(کف من برید.عجب sms اموزنده ای!!!)

*********************************************************************

ادامه در پست های بعدی.

                                                                     عیدتان مبارک



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در پنجشنبه 1385/12/24 | 0:42 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

                           سپاس دانشگاه!!!

خدایش زیاد کناد که ترکش موجب بی مدرکی است و به کلاس اندرش مزید کم پولی.هر ترمی که اغاز می شود موجب پرداخت زر است و چون پایان می یابد موجب خالی شدن جیب.پس در هر سال ۲ ترم جدید است و بر هر ترمی شهریه ای واجب.از جیب و توان که بر آید کز عهده شکرش با در اید.

باران شهریه ی بی حسابش همه را رسیده و کلاس های لانه زنبوریش همه جا کشیده.پرده حیثیت دانشجو به واسطه بی پولی ندرد و به زبان خوش وی را به بیرون دانشگاه روانه سازد.

حسابداری دانشگاه را گفته تا فرش اسکناسین بگستراند و معمار نیکبخت را فرموده تا بناهای بی شمار در کوه وبیابان ایجاد کند دانشجویان را به خلعت کارشناسی.......به خرج لیسانس بر گرفته و اطفال پشت کنکوری را به ارزوی مدرک لیسانس کلاهی گشاد بر سر نهاده.دیپلمه بیکار به قدرت او لیسانسه بیکار و به تربیتش دکتر بیکار گشته!!....

در خبر است که در پایان سالیان دراز تحصیل کوزهای سفالین کرامت کنند با مدرکی دهان پر کن تا ان را بر کوزه نهند و ابش نوش!..... 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1385/12/19 | 0:2 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

پیغام گیر

طنز دانشگاهی

لطفا پس از شنیدن صدای بوق ..و پیام های زیر ..پیغام بگذارید

پیغام گیر حافظ:

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


پیغام گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم

برای مشاهده ادامه متن به ادامه مطلب مراجعه کنید 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| ادامه مطلب | + | نوشته شده در سه شنبه 1385/12/15 | 12:19 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

دانشجو در ملل مختلف!

طنز دانشگاهی

دانشجو در ملل مختلف!

به مناسبت آغاز فرجه ها و امتحانات پایان ترم

ژاپن: به شدت مطالعه مي‌کند و براي تفريح روبات مي‌سازد!

مصر: درس مي‌خواند و هر از گاهي بر عليه حسني‌مبارک، در و پنجره دانشگاهش را مي‌شکند!

هند: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر خوشگلي مي‌شود و همزمان برادر دوقولويش که سالها گم شده بود را پيدا مي‌کند. سپس ماجراهاي عاشقانه و اکشن پيش مي‌آيد و سرانجام آن دو با هم عروسي مي‌کنند و همه چيز به خوبي و خوشي تمام مي‌شود!

عراق: مدام به تيرها و خمپاره‌هاي تروريست‌ها جاخالي مي‌دهد و در صورت زنده ماندن درس مي‌خواند!

چين: درس مي‌خواند و در اوقات فراغت مشابه يک مارک معروف خارجي را مي‌سازد و با يک دهم قيمت جنس اصلي مي‌فروشد!
گينه بي‌صاحاب!: او منتظر است تا اولين دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبيله‌اي درس بخواند!

کوبا: او چه دلش بخواهد يا نخواهد يک کمونيست است و بايد باسواد باشد و همينطور بايد براي طول عمر فيدل کاسترو و جزجگر گرفتن جميع روساي جمهوري آمريکا، دعا کند!

پاکستان: او بشدت درس مي‌خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضويت القاعده يا گروه طالبان در بيايد!

اوگاندا: درس مي‌خواند و در اوقات بيکاري بين کلاس، چند نفر از قبيله توتسي را مي‌کشد!

انگليس: نسل دانشجوي انگليسي در حال انقراض است و احتمالا تا پايان دوره کواترناري! منقرض مي‌شود ولي آخرين بازماندگان اين موجودات هم درس مي‌خوانند!

ايران: عاشق تخم‌مرغ است! سرکلاس دروس عمومي، ‌چرت مي‌زند و سر کلاس دروس اختصاصي، جزوه مي‌نويسد! سياسي نيست ولي سياسي‌ها را دوست دارد. معمولا ليگ تمام کشورهاي بالا را دنبال مي‌کند! عاشق عبارت «خسته نباشيد» است، البته نيم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذاي دانشگاه را مي‌خورد و هر روز به غذاي دانشگاه بد و بيراه مي‌گويد! او سه سوته عاشق مي‌شود! اگر با اولي ازدواج کرد که کرد، والا سيکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار مي‌شود! جزء قشر فرهيخته جامعه محسوب مي‌شود ولي هنوز دليل اين موضوع مشخص نشده، که چرا صاحبخانه‌ها جان به عزرائيل مي‌دهند ولي خانه به دانشجوي پسر نمي‌دهند! او چت مي‌کند! خيابان متر مي‌کند و در يک کلام عشق و حال مي‌کند! نسل دانشجوي ايراني درسخوان، در خطر انقراض است!

منبع : منبع



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1385/10/16 | 11:45 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

در يكي از نمايشگاههاي كامپيوتري كه اخيرا برگزار شده بود بيل گيتس موسس مايكروسافت و ثروتمندترين مرد جهان صنعت كامپيوتر را با صنعت اتومبيل مقايسه و ادعا كرد:

اگر تكنولوژي جنرال موتورز با سرعتي مانند سرعت پيشرفت تكنولوژي كامپيوتر پيشرفت كرده بود امروز همه ما ماشين‌هايي سوار مي‌شديم كه قيمتشان 25 دلار و مصرف بنزين آن 4 ليتر در هر 1000 مايل بود.

جنرال موتورز هم در جواب بيل گليتس اعلام كرد:

اگر جنرال موتورز هم مانند مايكروسافت پيشرفت كرده بود اين روزها ما ماشين‌هايي با اين مشخصات سوار مي‌شديم:

1- كيسه هوا قبل از باز شدن در هنگام تصادف از شما مي‌پرسيد: Are You sure?

2- بدون هيچ دليلي ماشين شما در روز دو بار تصادف مي‌كرد!

3- هر دفعه كه خطهاي وسط خيابان را از نو نقاشي مي‌كردند شما بايد يك ماشين جديد مي‌خريديد!

4- گاه و بيگاه ماشين شما در خيابانها از حركت باز مي‌ايستاد و شما چاره‌اي جز استارت مجدد restart نداشتيد!

5- گاهي اوقات در اثر كارهايي مانند گردش به چپ ماشين شما خاموش Shot down مي‌شد و استارت آن نيز ار كار مي‌افتاد. در اينگونه موارد چاره‌اي جز نصب مجدد reinstall نداشتيد!

6- فقط يك نفر از ماشين مي‌توانست استفاده كند مگر اينكه با خريد ماشين مدل 95 يا NT براي آن صندلي‌هاي بيشتري خريداري مي‌كرديد!

7- ماشينهاي مكينتاش با موتور Sun بهتر – پنج بار سريعتر و راحت‌تر از ماشين‌هاي مايكروسافت بودند اما تنها در 5 درصد جاده‌ها مي‌شد اين ماشينها را يافت!

8- چراغهاي اخطار وضعيت بنزين، روغن و آب با يك چراغ General Fault تعويض مي‌شدند!

9- صندلي‌هاي جديد همه را مجبور مي‌كردند تا بدن خود را متناسب و اندازه آنها بكنند!

10- جنرال موتورز خريداران ماشينهايش را مجبور به خريد نقشه‌هاي راهها مي‌كرد كه ممكن بود اصلا به درد رانندگان نخورد. هرگونه تلاش براي پاك كردن اين Option منجر به كاهش كيفيت عملكرد تا پنجاه درصد و بيشتر مي‌شد!

11- هر بار كه جنرال موتورز مدل جديدي را به بازار عرضه مي‌كرد خريداران ماشين بايد رانندگي را از اول ياد مي‌گرفتند چون هيچ يك از عملكردها و كنترلهاي ماشين مانند مدل قبلي نبود!

12- براي خاموش كردن ماشين بايد دكمه استارت را مي‌زدند!
 



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در شنبه 1385/10/16 | 10:22 | نوشته شده توسط مهدی کیخا

اهل دانشگاهم(شعر نو)

طنز دانشگاهی

اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلي
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي مي دانم
گپ زدن بيهوده است
خوب مي دانم دانشم بيهوده است
اوستاد از من پرسيد
چقدر نمره زمن مي خواهي
من از او پرسيدم
دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها مي گيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز

مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا، نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطاها برويم



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در یکشنبه 1385/09/26 | 10:3 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا

شوخی

طنز دانشگاهی
سلام به همه ....

شوخی سخت افزاری!!!

 این متن فقط برای شاد کردن لحظات شماست  

                                     

                               کامپیوتر مذکر یا مونث؟؟!...

دانشجوی معلوم الحالی پرسید کامپیوتر مذکر است یا مونث؟!

استاد که مطمئن بود پاسخ چیست دانشجویان را به دو گروه دختر و پسر تقسیم کرد و از هر گروه خواست  به پرسش دانشجوی مذکور پاسخ دهند.

*دختران با دلایل زیر جنس کامپیوتر را مذکر اعلام کردند:

        - وقتی به انها عادت میکنیم گمان می کنیم بدون انها کاری نمی توانیم  بکنیم.!

        - با انکه داده های زیادی دارند.نادانند!

        - قرار است مشکلات را حل کنند اما بیشتر مواقع معضل اصلی خودشانند!!!

و...!

*دانشجویان پسر هم به دلایل زیر کامپیوتر را مونث اعلام کردند:

       - به غیر از خالق انها و خود آنها کسی از منطقشان سر در نمی اورد!

       -کوچکترین اشتباهات را در حافظه  در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا  بعدآ  تلافی کنند !

      -همین که پایبند یکی از انها شوید باید تمام پولتان را صرف خرید لوازم جانبی برای انها کنید!!! 

      - یکم بیشتر صبر کنی بهترش پیدا میشه

   و....!

                                                                                                 شما هم نظر بدهید



ارسال این مطلب به: del.icio.us :: فریندفید ::  اویاکس :: کلوب::  تویتر :: ارسال به گوگل بوک مارک :: استامبل :: ارسال به فیس بوک :: ارسال به دیگ :: ارسال به مهندس :: ارسال به سرویس های دیگر

| + | نوشته شده در یکشنبه 1385/07/23 | 11:23 | نوشته شده توسط امیر حسین قاسمی کیا


آخرين مطالب ارسالي

بهترين مطالب را در وبلاگ ما بجوييد

   نرم افزاری برای مقابله با مشکلات اتوران فلش ها
   FreeRapid Downloader 0.83 RC 2 build 488 Portable
   کرک ویندوز سون و Virtual Drive یا درایو مجازی برای ویندوز سون
   Lingoes جانشینی رایگان و قدرتمند برای دیکشنری صهیونیستی بابیلون
   دومین ترانه فارسی سامی یوسف
   کوچکترین ویندوز ایکس پی همراه
   Driver Genius Professional 9.0.0.180 + Portable
   دانلود نسخه نهایی ویندوز ۷ 7600.16385 نسخه های 32 بیت و 64 بیت با لینک مستقیم
   آر.اس.‌اس
   دستگاه مشترک مورد نظر خاموش نمی باشد
   آشنايي با مدرك MCSE مایکروسافت
   ولادت امام حسين (عليه السلام)
   فلش دیسک 256 گیگابایتی کینگستون
   ویندوز 7 نسخه RTM رسما ارایه شد
   عوامل سو استفاده از جنبش دانشجویی دوباره دست به کار شده اند
   آقای کروبی اگر رأي بياوريد تندروهاي اطرافتان مسلماً از شما هم عبور مي‌كنند
   نظر سنجی ها هم داستانی شده واسه خودش
   علت حضور رضایی؟؟ اونم با این اعتماد بنفس و اقتدار خارجی!!؟
   پیام رييس جمهورر درپی حادثه تروریستی در زاهدان
   پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب به مردم داغ دیده ی سیستان و بلوچستان




لينكستان دانشجويان ايران




موتور جستجوی گوگل





جستجو در وب جستجوي در وبلاگ خودمون

Powered By
www.Hardwareusb.blogfa.com
Copy Right @ 2008 By Computer Engineering Hardware Students of ZAHEDAN

Top Of The Page